رقابت فریتس لانگ و چارلی چاپلین برای کسب عنوان بهترین فیلم دهه ۱۹۳۰

به گزارش هیرکان هنر به نقل از فرهنگ آفرینان، با بررسی و نقد آثار سینمایی دهههای ۴۰، ۵۰، ۶۰، ۷۰، ۸۰، ۹۰، ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰، نتایجی به دست آمده است و حالا معرفی بهترین فیلم دهه ۳۰ میتواند آخرین نظرسنجی باشد.
قوانین نظرسنجی ساده بودند: از شرکتکنندگان دعوت شد تا فهرستی بدون رتبهبندی از ۵ فیلم برتری که بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۹ اکران شده، ارائه کنند. دهه ۱۹۳۰ آستانه یک نقطه عطف جذاب در تاریخ سینما و دههای است که دوران صدا را آغاز و همزمان سینمای صامت را دفن کرد. چیزی که در مورد دهه ۳۰ جالبترین است این است که برخلاف دهه ۴۰ با «همشهری کین»، دهه ۵۰ با «سرگیجه»، دهه ۶۰ با «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» یا دهه ۷۰ با «پدرخوانده»، هیچ اجماع قاطعی وجود ندارد و ۴ فیلم برتر با اختلاف تنها چند رأی از هم جدا شدند.
با این نظرسنجی فیلم «ام» فریتس لانگ در صدر فهرست قرار گرفت و با یک رأی از «عصر جدید» چاپلین پیشی گرفت. این فیلم عالی یک نقطه عطف بصری در سینما است. لانگ تکنیکهای دوران صامت – سایهها، اکشن خارج از قاب و تصاویر نمادین – را برای ایجاد تعلیق از طریق القا به جای خشونت حفظ کرد. اکسپرسیونیسم آلمانی در فیلمهای ناطق به کار گرفته شد و به طرز شگفتانگیزی عمل کرد. همچنین سکوت عمدی قابل توجهی وجود دارد که نشان میدهد سینمای دوران صدا نیازی به صحبت مداوم نداشت. مهمتر از آن، فیلم «ام» با تمرکز بر تحقیقات، پروندهسازی و شکار مجرمان، به شکلگیری رویه قاتل زنجیرهای کمک کرد و بر فیلمهای بعدی مانند «روانی»، «هفت» و «زودیاک» تأثیر گذاشت.
در همین حال «عصر جدید» چارلی چاپلین که در جایگاه دوم قرار دارد، اضطراب دوران صامت را از طریق بیگانگی صنعتی مورد بررسی قرار میدهد، که امروزه با ظهور هوش مصنوعی، تازگی خود را نشان میدهد. این فیلم هنوز شامل برخی از خلاقانهترین صحنههای بصری است که تاکنون روی سلولوئید نمایش داده شده است. در جایگاه سوم، «جادوگر شهر اُز» ویکتور فلمینگ که در پایان دهه از راه رسید، جای دارد. فیلمی که طرح کلی نمایشهای هالیوود را برای هشت دهه بعدی بنا نهاد و حتی نوعی چارچوب تخیلی برای آثار سوررئال خود به دیوید لینچ ارائه کرد.
درست پشت سر این سه فیلم، «قوانین بازی» اثر رنوار قرار دارد؛ نقدی بر طبقه و ریاکاری که در کنار فیلمهای چاپلین و لانگ، اوج این دهه را تشکیل میدهد. دهه ۱۹۳۰، دهه بازآفرینی در هالیوود بود. فیلمسازان ناگهان مجبور شدند در دستور زبان سینما تجدید نظر کنند – حرکت دوربین متوقف شد، اجراها خشکتر شدند و آزمایشهای بصری در حالی که صنعت سینما برای تسلط بر میکروفونها و ضبط دیالوگ تلاش میکرد، به عقب رانده شدند. در نهایت، با تثبیت فنآوری صدا، کارگردانان دوباره شروع به پیشبرد فرم کردند و هر چه بیشتر آن را به بوته آزمایش گذاشتن



