نقطهزنی رسانهای ایران در «جنگ سوم تحمیلی»

به گزارش هیرکان هنر به نقل از مهر،بهروز یاوری نوشت: سالها جریان رسانه ای جمهوری اسلامی ایران با پدیده ای به نام « اتاق پژواک» رو به رو بود؛ به بیان ساده « اتاق پژواک» وضعیتی است که آن یک فرد یا گروه فقط با اطلاعات، ایدهها و دیدگاههایی مواجه میشود که با باورها و پیشفرضهای او مطابقت دارند و در چنین فضایی، عقاید موجود تقویت میشوند و دیدگاههای مخالف یا چالشبرانگیز نادیده گرفته یا حذف میشوند. به بیان دیگر، فرد در یک “حباب فکری” قرار میگیرد که تنها پژواک صدای خودش را به گوشش میرساند. اما این بار رسانه های ایرانی براساس الگوی جنگ نامتقارن و پارتیزانی فرهنگی- رسانه ای توانست روایت فتح خود را در داخل و خارج برای افکار عمومی بسازد تا جایی که دونالد ترامپ را مجبور شد تا به قدرت رسانه ایران اعتراف کند: «ایرانیان در مدیریت رسانههای اخبار جعلی و “روابط عمومی” از جنگیدن بهتر عمل میکنند! »
در این گزارش سعی شده است به ۱۱ تولید یا فعالیت جریان ساز رسانه ای در دوران تجاوز صهیونیستی- آمریکایی به کشورمان بپردازد.
۱. نوحههای حماسی؛ از «بزن که خوب میزنی» تا «باید برخاست»
از روزهای نخست جنگ، ژانر تولید نوحهها و سرودهای حماسی مداحان بهسرعت در فضای مجازی پررونق شد. در این میان، پرطرفدارترین نوحه متعلق به مهدی رسولی بود؛ انتشار نوحه «بزن که خوب میزنی» بهقدری در شبکههای اجتماعی و رسانه ملی فراگیر شد که حتی به یک ضربالمثل در ادبیات این دوران تبدیل شد.
در کنار آن، نوحه «باید برخاست» از یک مداح یزدی به نام محسن محمدپناه، نیز حسابی وایرال شد و در صدر پلیلیستهای ایام جنگ قرار گرفت. محمود کریمی، بهعنوان یکی از محبوبترین مداحان ایران، با اثر «ذوالفقار حضرت حیدر» و حسین طاهری با «میدان با تو، خیابان با ما» نقش مهمی در تقویت روحیه حماسی مردم ایفا کردند.
۲. موشک «حسبیالله» آقای خاص
در ادامه نقطهزنیهای محسن چاووشی، پس از انتشار اثر «علاج» در جنگ ۱۲روزه، این بار او یکی از شاهکارهای دوران هنری خود را تولید کرد. «حسبیالله» فراتر از یک اثر موسیقایی ظاهر شد و انتشار گسترده آن در شبکههای اجتماعی نشان داد که گاهی یک صدا میتواند همان کاری را انجام دهد که یک موشک در میدان نبرد میکند. تحلیل مضمون شاهکار هنری «حسبی الله» نشان که پیوندهای مذهبی چگونه میتواند در بستر وطن دوستی و ایران گرایی قابل جمع باشد و شاخص خوبی برای دفاع ملی ایرانیان باشد.
۳. «به وقت ایران»؛ روایتگری صادقانه در خط مقدم تحلیل
در میان انبوهی از برنامههای سطحی رسانه ملی در ایام جنگ، برنامه «به وقت ایران» از شبکه خبر، چند سروگردن بالاتر ظاهر شد و گوی سبقت را از سایر تولیدات ربود. ترکیب روحالله رضوی بهعنوان مجری، با سابقه رسانهای و میدانی، در کنار وحید خضاب (کارشناس و مترجم آثاری چون «برخیز و دشمن را بکش») و نیما اکبرخانی (تحلیلگر نظامی)، مثلث طلایی این برنامه را شکل دادند. بررسی دقیق موضوعات روز در ابعاد سیاسی، بینالملل و نظامی، همراه با بیانی ساده و قابلفهم، باعث شد «به وقت ایران» به پرطرفدارترین برنامه تلویزیونی تبدیل شود.
۴. کامبک شهیدیفر در «من ایرانم»
محمدرضا شهیدیفر، که پیشتر با برنامههایی چون «پارک ملت» و «مردم ایران سلام» شناخته میشد، پس از سالها با برنامه «من ایرانم» به تلویزیون بازگشت. سوژههای غیرکلیشهای، گفتوگوهای متفاوت، روایتهایی شنیده نشده از رهبر شهید، داستانهای فداکاری مردم و نمایش وحدت ملی، این برنامه را به یکی از نقاط اتصال مردم در دوران جنگ تبدیل کرد.



