هنر

نقاشی جدید علی میرفتاح؛ با همه ناتوانی‌ام فریاد می‌زنم جانم فدای ایران

 به گزارش هیرکان هنر به نقل از مهر،سیدعلی میرفتاح هنرمند نقاش در تازه ترین اثر خود به رهبر معظم انقلاب پرداخته و در این باره یادداشتی نیز نوشته است.

در متن یادداشت سیدعلی میرفتاح آمده است:

«آسوده برکنار چو پرگار می‌شدم/ دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

در کنجی خزیده بودم و برای دل خودم و برای آن عده کوچکی که با من سلیقه مشترک داشتند نقاشی می‌کشیدم. کرگدن می‌کشیدم؛ پرنده، درخت، میمون، گورخر، اسب و شتر. هر آدم باهوش و باسوادی که کارهایم را می‌دید خیلی زود رد پای اوژن یونسکو و بودا و بزرگان فکر و فلسفه و هنر را لابلای فرم‌ها و اله‌مان‌ها و رنگ‌هایم پیدا می‌کرد. حسین گنجی منتقد مطرحی است که احتمالا بشناسیدش. مقاله بلندی درباره یکی از مجموعه‌هایم نوشته که عرضم را تایید می‌کند: با احتیاط حمل شود. از دید او من متعلق به دنیای روشنفکری هستم و درد و مسئله‌ای دارم که با کشیدن و نوشتن اعلام عمومی‌اش می‌کنم. راست می‌گوید. اعتراف می‌کنم که من متعلق به دنیای روشنفکری‌ام و زندگی و کار و بارم گواهی می‌دهند که آغشته به دنیای جدید و اقتضائات آنم بلکه خود جزوی از آنم.

قضاوتم نکنید، بی‌لکنت به عرض‌تان می‌رسانم که به اقتفای اسلاف روشنفکرم، به طور مضاعف و ایجابی غرب‌زده‌ام و خواسته و ناخواسته تحت سیطره فکر و فرهنگ مهیب غربی نفس می‌کشم. اگرچه خدا را شکر به جهت مختصر خودآگاهی‌ شخصی و تاریخی‌ام، صد البته به برکت انقلاب اسلامی، یکسره از سنت نبریده‌ام و از مدار ایران و اسلام بیرون نیفتاده‌ام اما مجذوب مغناطیس قدرتمند غربم. جای بحثش اینجا نیست صرفا همین‌قدر به اختصار بگویم که بر غرب‌زدگی‌ام واقفم در عین حال تعلق به سنت را نیز تمنا می‌کنم. (میان کعبه و بتخانه راهی است بکوشید ای عزیزان این کدام است) زنجیرهای ناپیدای محکمی هست که نمی‌گذارند و خدا را شکر تا همینجا هم نگذاشته‌اند که یکسره از سنت ببرم و قطع تعلق کنم در مغاک نهیلیسم فرو روم. به قول خواجه نگاه دار سر رشته تا نگه دارد. و خدا کند که نگه دارد.

قصدم اعتراف و خودشناسی در عرصه عمومی نیست بلکه در این چند 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا