فیلمنامه سد راه «تقاطع نهایی»؛ وقتی همه تاوان ضعف فیلمنامه را میدهند

به گزارش هیرکان هنر به نقل از فرهنگ آفرینان،«تقاطع نهایی» نخستین تجربه بلند سعید جلیلی، در مقام سومین اثر اکران شده بخش «سودای سیمرغ» در خانه جشنواره چهل و چهارم در جایگاهی به مراتب بهتر از ۲ فیلم ناامیدکننده روز ابتدایی جشنواره قرار میگیرد. جلیلی در مقام یک فیلمساز جوان، در کارگردانی و بازی گیری، استانداردی تحملپذیر ارائه میدهد؛ اما با وجود این پیشرفت تکنیکی نسبت به آثار روز اول جشنواره، این فیلم نیز به همان ورطهای سقوط میکند که گریبانگیر عمده آثار روز نخست بود: «ضعف مهلک در مهندسی فیلمنامه».
تمام درام اثر در اتمسفر محدود دفتر یک وکیل دادگستری با بازی باورپذیر رویا جاویدنیا روایت میشود. منطق دراماتیک حکم میکند که یک وکیل، آن هم در تراز شخصیتی که جاویدنیا ترسیم میکند، فردی باهوش و مسلط به جزئیات باشد چنانکه در واکنشهای کاراکتر در مواجه با اسناد و اتفاقات شاهدیم و اینکه اساساً حرفه وکالت با هوش و ذکاوت گره خورده است. با این حال، دقیقاً در نقطه کلیدی داستان، یعنی پس از شنیدن صدای سقوط موکل (جواد قامتی)، هوش و درایت این وکیل بهطور کامل از حرکت میایستد. او بدون هیچگونه بررسی شخصی، بی آنکه علائم حیاتی موکل را چک کند یا دستکم از زنده یا مرده بودن او اطمینان حاصل کند، صرفاً به ادعای معشوقه موکل تکیه میکند. این انفعال و شک نکردن به وضعیت مقتول در دقایق بعدی، با شناسنامه شخصیتی که از او سراغ داریم، در تضادی آشکار است.



