تنظیمگری؛ شتابدهنده یا دستانداز؟/ وقتی داور، رقیب مسابقه میشود

به گزارش هیرکان هنر به نقل از مهر،در جهان پیچیده امروز، مفهوم «تنظیمگری» (Regulation) دیگر تنها یک اصطلاح خشک حقوقی یا ابزاری در دست دیوانسالاران نیست؛ بلکه به مثابه روحی است که در کالبد مناسبات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دمیده میشود تا توازن را میان حقوق عمومی و آزادیهای فردی و اجتماعی برقرار کند. با این حال، پرسش بنیادین اینجاست: آیا این ابزار قرار است نقش شتابدهندهای برای حرکت به سوی تعالی و شکوفایی را ایفا کند، یا میتواند دستاندازی باشد که تنها سرعت رشد را میگیرد و جان خلاقیت را فرسوده کند؟
پلیس یا باغبان؟
نفس تعریف تنظیمگری، خود کاری بس مناقشه برانگیز است. تنظیمگری از نظر اشخاص گوناگون تعاریف متفاوتی دارد و شاید همین تکثر در برداشت، ریشه بسیاری از چالشهای امروز ما باشد. برخی اندیشمندان حقوق، تنظیمگری را اساساً مفهومی سیاسی-اقتصادی میدانند؛ ابزاری که دولت به واسطه آن در پی تشویق یا هدایت رفتار تنظیمشوندگان است تا خیر عمومی را محقق سازد. اما در عرصه رسانه، ما با پدیدهای فراتر از مقرراتگذاری ساده روبهرو هستیم. حکمرانی رسانه، یک چارچوب جامع و کلنگر است که تمام فرایندها، نهادها و کنشگران دخیل در مدیریت سیستمهای رسانهای را در بر میگیرد. اینجاست که تنظیمگری باید نه در نقش یک «پلیس»، که در نقش یک «باغبان» ظاهر شود؛ باغبانی که خاک را برای رشد نهالهای فرهنگ و هنر آماده میکند، نه آنکه با چیدن مداوم شاخهها، رمق درخت را بگیرد.



