آرزوی بزرگ علی حاتمی تحقق نیافت

به گزارش هیرکان هنر به نقل از مهر، زندهیاد علی حاتمی یکی از چهرههای شاخص هنر ایران بود که تأثیری ماندگار بر سینمای ایران گذاشت و همواره آثاری خاص با مولفههای سینمای ملی خلق کرد.
احمد طالبینژاد نویسنده و منتقد شناخته شده سینمای ایران و دارای مدرک درجه یک هنری می گوید: یکی از ویژگیهای خیلی خیلی مهم علی حاتمی «ایرانی بودنش» است. ایرانی بودن نه به مفهوم شووینیستی آن بلکه بنمایه تفکر او ایرانی بود. حاتمی آدمی بود که با فرهنگ و از همه مهمتر با تاریخ ایران آشنا بود. با نگاهی مهربان به گذشته مینگریست. تسلطی که بر ادبیات داشت او را در حد یک ادیب کم نظیر در زمان ما مطرح کرده بود. بیهوده نبود که به او «سعدی سینما» میگفتند. این لقب را اولین بار جمشید مشایخی درباره علی حاتمی در گفتگویی با من در مجله «فیلم» مطرح کرد.
علی حاتمی همواره توجه ویژهای به فرهنگ اسلامی نیز داشت و حتی تلقی او از مرگ براساس اندیشههای اسلامی بود. او در یک مصاحبه در سال ۷۴ در پاسخ به سوالی در خصوص اینکه مرگ در آثار شما خیلی زیبا تصویر شده، چگونه به تصویری شاعرانه و اینگونه دلنشین از مقوله مرگ رسیدید؟ می گوید: اتفاقا در کار اخیرم تختی، مرگ این پهلوان نامی در سکانس نهایی غوغایی در ذهن من به وجود آورده است. به تصویر کشیدن مرگ آدمهای بزرگ از روایت دوران حیاتشان عمیقتر است. فرهنگ اسلامی ما مقوله مرگ را برای همهمان دلپذیر و پذیرفتنی ارایه داده است. در «سوتهدلان» مجید در نهایت پریشان احوالی برداشتهای درستی از زندگی آدمهای اطراف خود دارد مرگش در جاده امامزاده داوود، حسرتی بزرگ در دل برادر او گذاشت. در صحنه آخر مادر حرکت کوتاه کرین فیلمبرداری، مادر روی تخت دراز میکشد و سرمست و فرشتهوار، در نمایی دیگر طلیعه نور جاودان خورشید روز بعد، صبحی شروعکننده را برای فرزندان نوید میدهد. در «دلشدگان» مرگ طاهر و عشق نرسیدهاش باعث شد گروه با سعی بیشتری آن صفحه موسیقی را در فرنگ ضبط کنند و به عنوان دستاوردی نوین برای وطن سوغات بیاورند. این همان عظمت نفس مرگ است که خود زندگی و نوع جدیدی از آن است. به قول حاجی واشنگتن آیین چراغ، خاموشی نیست. (بخشهایی از یک گفت وگو با علی حاتمی که مرداد ۷۴ توسط علی سلیمی انجام شده .این گفت وگو سالها بعد درروزنامه هفت صبح منتشر شد)



