سینما

از نماد تا واقعیت

به گزارش هیرکان هنر به نقل از فرهنگ آفرینان، اما «خون‌نگار» بیش از آنکه صرفاً درباره‌ی یک شاعر فراموش‌شده باشد، درباره‌ی خودِ زبان است؛ زبانی که میان شعر و فاجعه، میان صدای زن و سکوت تاریخ، در نوسان است. از همین‌رو، پرسش بنیادین نقد حاضر این است:

آیا «خون‌نگار» توانسته است با بهره‌گیری از زبان بدن، تصویر، و موسیقی، این کشاکش میان زیبایی و ویرانی را به تجربه‌ای دراماتیک و زنده بدل کند؟

توصیف

در نخستین لحظه‌ی ورود به تالار، فضا ما را دربرمی‌گیرد؛ صحنه‌ای گسترده با پرده‌های بلند و نیمه‌شفاف که چون پوست خاطره‌ای کهنه در برابر نور می‌لرزند. مهِ مداوم بر سطح صحنه، زمان را معلق نگه می‌دارد و جهان نمایش را در حالتی میان رؤیا و واقعیت نگه می‌دارد.

نورهای گرم و سرد در تضادی آگاهانه، دو قطب روایت را می‌سازند: عشق و فاجعه، شعر و سیاست. پروجکشن‌هایی از خوشنویسی‌ها، تصاویر تاریخی، و چهره‌های محو، با حرکت بازیگران ترکیب می‌شوند و گاه مرز میان جسم و تصویر را از میان می‌برند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا