راههایی برای یک منتقد خوب بودن

به گزارش هیرکان هنر به نقل از فرهنگ آفرینان، اینها پرسشهایی است که «آدام مورگان»، بنیانگذار موسسه و نشریه نقد کتاب شیکاگو در این مقاله تلاش دارد تا به آن پاسخ دهد؛ و نیز نگاهی دارد به وضعیت نقد کتاب در آمریکا که به احتمال زیاد در بسیاری از کشورها چنین وضعیتی دیده میشود.
او در این مقاله که در مجله تخصصی ادبیات امروز جهان (World Literature Today) منتشر شده است مینویسد:
صحنه موردعلاقه من در اقتباسی از «زنان کوچک» نوشته گرتا گروینگ زمانی است که پروفسور فردریش بوهر، چند داستان کوتاه نوشته خانم رماننویس تازه بهدوران رسیدهای به نام جو مارچ را میخواند و میگوید: «انصافا از آنها خوشم نیامد. به نظر من آنها خوب نیستند.»
خانم جو برآشفته میشود و پیش از آنکه گلوی پروفسور را بفشارد پاسخ میدهد: «چه کسی شما را عالم اعظم دانستن چه چیزی خوب است و چه چیزی بد کرده است؟ شما همیشه یک منتقد خواهید ماند و هرگز نویسنده نخواهید شد و دنیا فراموش خواهد کرد که شما حتی وجود داشتهاید.»
اهالی ادبیات همیشه به این جمله میخندند زیرا به نظر میرسد که حقیقت دارد. در تصور عمومی، نویسندگان خدایگان هستند. آنان جهانهایی را در مکانهایی بازمیآفرینند که پیش از آن فقط تاریکی بود. از سوی دیگر، منتقدان شخصیتهای منفی، کینهتوز و گوشتتلخی هستند؛ همچون اهریمن در بهشت گمشده جان میلتون، شاعر انگلیسی قرن هفده میلادی، آن هنگام که آسمان را نفرین میکند و میگوید: «ای خورشید، به تو میگویم که چهسان از انوار تو متنفر هستم.»



